میشود سختترین مسئله آسان باشد
میشود سختترین مسئله آسان باشد
پشت هر کوچهی بن بست خیابان باشد
میشود حال بدِ ثانیهها خوب شود
شهر هم غرقِ هماغوشی باران باشد
گیرم این عشق _که آتش زده بر زندگیات_
بعد جان کندنِ تو شکل گلستان باشد
گیرم این دفعه که برگشت، بماند، نرود
گیرم از رفتنِ یکباره پشیمان باشد...
بعد شش ماه به ویرانهی تو برگردد
تا درین شعر پر از حادثه مهمان باشد
فرض کن حسرتِ پاییز، تو را درک کند
روز برگشتنِ او اولِ آبان باشد...
بگذر از این همه فرضیه، چرا که دل من
مثل ریگیست که در کفش تو پنهان باشد...
امید صباغ نو
برچسبها:
آرش نصرالهی